در موقع عقد:
عاقد:جناب آقای ... آیا شما این زن را به همسری خو می پذیرید؟؟؟
............
بعد از ازدواج:
دختر:سلام عزیزم صبح بخیر...(ته دروغ)
پسر:صبح بخیر
دختر:یه سوال بپرسم؟؟؟
پسر:آره,بلو
دختر:تو خوشحال نیستی که منو گرفتی؟؟؟؟
پسر:نه چرا؟؟؟؟تو باید خوشحال باشی که مامان و بابام منو مفتی دادن به توتو دیگه داشتی میترشیدی
دختر:(من اگه جای پسره بودم می گفتم)
بعد از ۵ سال:
دختر:من از این خونه میرم
پسر:برو به درک.ولی مهریم یادت نره
دختر:چی؟؟؟؟!!!!
پسر:مهریم
دختر:یعنی تو کل دندونامو می خوای؟؟؟؟!!!!
پسر:آره
دختر:من کل داراییمو بهت می دم....دندونامو بی خیال شو
پسر:من دندوناتو می خوام
خوب.این دختر ما خیلی زرنگ بود می دونین چرا؟؟؟؟چون تونسته بود ۵ سال با این آقا پسر بمونه....ولی این آقا پسره ما خیلی زرنگتر بود..چون پسرا مثل دخترا احمق نیستن می دونین چرا؟؟؟؟چون دختره هم شوهر خوشتیپش رو از دست داد و هم دندوناشو
این داستان کاملا واقعیه و در استان تهران به وجود اومده.الان ۸ ساله که این دختره با دندون مصنوعی داره و داره دیونه مشه
نظرات شما عزیزان:
ϰ-†нêmê§ |